از درون جامعه

خياط مرگ و كمربندهاي زنانه

گردآوري و ترجمة مهشاد درستي




نيمه‌هاي روز بود كه يك زن جوان فلسطيني از كمپ پناهندگان سياسي جبليا در غزه مي‌خواست مجوز مخصوص معاينة پزشكي بگيرد تا به آن سوي مرزهاي اسرائيل راه پيدا كند. دختر جوان چشمان درشت قهوه‌اي داشت و موهايي بلند كه پشت سرش جمع كرده بود. همين ظاهر بود كه توجه نگهبان امنيتي گذرگاه اَرض ـ اصلي‌ترين گذرگاه بين اسرائيل و نوار غزه ـ را به خود جلب كرد. هنگامي كه مأمور امنيتي از دختر جوان خواست تا رداي بلند مشكي خود را درآورد، دختر به‌شدت با او برخورد كرد. تمام اين حركات را دوربين‌هاي امنيتي محل بازرسي ضبط مي‌كردند. در نهايت، دختر جوان به‌آرامي و با تمأنينه لباس‌‌هايش را درآورد تا اينكه همچون ديگر زنان جوان تي‌شرت و شلوار جين بر تنش باقي ماند. كم‌كم دست‌هايش شروع به لرزيدن كرد. زماني كه سعي داشت تا كمربند حاوي 20 كيلوگرم مواد منفجره را بكشد انگشتانش لغزيد و موفق نشد اين كار را انجام دهد. ترس تمام وجودش را فرا گرفت، از نااميدي به صورت خود چنگ انداخت و شروع به فرياد زدن كرد. مأموران اسرائيلي دستگيرش كردند و به زندان فرستادند. اكنون او زنده است، اما معلوم نيست چه سرنوشتي در انتظارش است...
احلام تأميمي يك زن روزنامه‌نگار اردني است كه در رام‌الله زندگي مي‌كند. او يكي از سازمان‌دهندگان عملياتي گروه حماس است كه در جمع‌آوري افراد باهوش و شجاع براي عمليات استشهادي نقش مهمي داشته است. تأميمي، در سال 2001، مسئول مخفي كردن مواد منفجره در يك بطري نوشيدني در يكي از سوپرماركت‌هاي بيت‌المقدس بود. او همچنين بمبي را كه در جعبة گيتار جاسازي كرده بود به يك مهاجم استشهادي در رستوران اسبارو در قلب بيت‌المقدس تحويل داد كه در اثر انفجار آن 16 نفر جان خود را از دست دادند.
اينها دو مورد از عمليات استشهادي فلسطيني‌ها عليه نيروهاي اشغالگر اسرائيلي است براي اينكه آنها را مجبور كنند از سرزمين‌هايشان خارج شوند. «جان دادن براي رسيدن به هدف» شيوه‌اي است كه از آن با نام عمليات استشهادي (Suicide Bombing) ياد مي‌شود و در كشورها و فرهنگ‌ها تفسيرهاي متفاوتي دارد. نوعي از عمليات استشهادي در گذشته‌هاي دور با خنجر يا شمشير انجام مي‌شد و در اغلب موارد مهاجم به‌دست محافظ و اطرافيان مقتول كشته مي‌شد. امروزه اين‌گونه حملات با استفاده از مواد منفجره يا بمب‌هايي كه در ماشين‌ها يا بدن استشهاديون جاسازي مي‌شود صورت مي‌گيرد. اگر همه‌چيز مطابق نقشه پيش برود، مهاجم از انفجار ناشي از عمليات كشته مي‌شود.
عمليات استشهادي نوعي عمليات تاكتيكي محسوب مي‌شود كه گروه‌هاي نظامي يا غيرنظامي آن را برنامه‌ريزي مي‌كنند و زنان هم بخشي از انجام و اجراي آن را به عهده دارند.



كهيرا سعدي، 27 ساله و مادر 4 فرزند، مسئول حمله‌اي بود كه در آن 3 نفر كشته و 80 نفر زخمي شدند. دادگاه كهيرا را به 3 بار اعدام و 80 سال حبس محكوم كرد. او پيش از مرگ با زني ديگر سخن گفت، با مانوئلا دويري كه 7 سال پيش پسرش در عمليات نيروهاي حزب‌الله كشته شد، و پس از آن به كار نوشتن رو آورد و برندة جايزة پيرس براي صلح و آشتي و تلاش براي حفظ زندگي كودكان شد. مانوئلا سرپرستي يك طرح اسرائيلي‌ـ‌فلسطيني را به عهده دارد كه در آن كودكان فلسطيني براي دريافت خدمات درماني رايگان به بيمارستان‌هاي اسرائيلي فرستاده مي‌شوند.
مانوئلا در مصاحبه‌اش با كهيرا او را چنين توصيف كرد: «كهيرا، رنگ‌پريده، مضطرب و نااميد، گوشه‌اي نشسته بود.» از او پرسيدم: «آيا فكر مرگ در طول شب او را آزار نمي‌دهد؟» او درحالي‌كه سرش را تكان مي‌داد پاسخ داد: «درهرحال يك مهاجم واقعي بايد هميشه آماده باشد تا جان خود را فدا كند.»
 كسي هست كه از فرزندانت نگهداري كند؟
○ بله، مادرشوهرم، چون شوهرم هم در زندان است.
 از اينكه زندگي آنها را هم مانند زندگي خودت ويران كرده‌اي ناراحت نيستي؟
○ من اين كار را براي حمايت از آنها كردم. ناراحت نيستم، چون ما در حال جنگيم. اما شايد دوباره اين كار را نكنم، نمي‌دانم.
 هزينة سنگيني براي اين كار پرداخته‌ايد. كسي به ملاقاتتان مي‌آيد؟
○ دو سال اول، هيچ‌كس نيامد، اما الان فرزندانم به ملاقاتم مي‌آيند.
 جرئت داري به آنها بگويي هيچ وقت از اينجا بيرون نخواهي آمد؟
○ نه! اميدوارم كه خداوند مشكلم را به طريقي حل كند. دوباره مي‌گويم كه من آن روز شخصاً هيچ‌كس را نكشتم.
 پس چه‌كار كردي؟
○ من به يك مهاجم كمك كردم كه به اورشليم برود و تعدادي گل به او دادم.
 چه موقع اين كار را كردي؟○ تاريخ دقيقش را به‌خاطر ندارم، فقط مي‌دانم كه روز مادر بود، براي همين به او گل دادم.
 چطور آن تاريخ را به‌ياد داري؟
○ چون پسرم روز مادر كشته شد.

وفا سمير 21 ساله هم از زناني بود كه در عمليات استشهادي شركت كرد. او يك بيمارستان اسرائيلي را هدف گرفته بود، اما در عمليات خود شكست خورد. پس از دستگيري، وقتي از او دربارة انگيزه‌اش به اين كار سؤال شد، وفا گفت كه به شهادت و زندگي پس از مرگ اعتقاد دارد. او شش ماه پيش از انجام اين عمليات، در اثر انفجار گاز آشپزخانه دچار سوختگي شديد شد و براي درمان به بيمارستان اسرائيلي منتقل شد. شش ماه بعد كه بهبود يافت، درحالي‌كه هنوز آثار سوختگي بر روي گردن و دست‌هايش باقي مانده بود، به بيمارستاني كه در آن درمان شده بود حمله كرد. هدف او كشتن 20 تا 50 يهودي بود. از وفا پرسيدند: «مي‌داند كه با ويران كردن اين بيمارستان شانس درمان را از بسياري فلسطيني‌ها كه نياز به درمان دارند، گرفته است؟» وفا جواب داد: «خوب كه چي؟ آنها هزينة درمان خود را مي‌گيرند.»
 بچه‌ها چطور؟ آيا تو مي‌خواهي كودكان و بچه‌هاي بي‌گناه را بكشي؟
○ بله، حتي بچه‌ها و كودكان، حتي شما! همان‌طور كه شما افراد بي‌گناه فلسطيني را مي‌كشيد.

وفا عضو يكي از گروه‌هاي فلسطيني است كه در آن زنان پابه‌پاي مردان تلاش مي‌كنند تا، با استفاده از عمليات استشهادي، فلسطيني‌ها را به اهداف خود برسانند.
*
تاكتيك‌هاي نزديك به عمليات استشهادي به‌طور گسترده در جنگ جهاني دوم مورد استفاده قرار گرفتند. نيروهاي ژاپني از هواپيماها به‌عنوان بمب‌هاي پروازي استفاده مي‌كردند تا به كشتي‌هاي دشمن حمله كنند.
هنگامي كه ژاپني‌ها از پيروزي در جنگ نااميد شدند، اين اقدامات دلايلي مذهبي‌تر و شيوه‌اي قاعده‌مندتر يافت. هواپيماهاي لبريز از مواد منفجرة خاص براي مأموريت‌هاي انتحاري ويژه تجهيز مي‌شدند و خلبانان با آگاهي از اينكه كشته خواهند شد به سمت كشتي‌هاي متفقين پرواز مي‌كردند.
از دهة 1980، هزينة كم و قدرت تخريب‌كنندگي بسيار اين شيوه مورد توجه پارتيزان‌ها، شورشيان و بخصوص گروه‌هاي تروريستي قرار گرفت. در سال 2000، ببرهاي تاميل بي‌رحم‌ترين و تأثيرگذارترين گروه ترورسيتي شناخته شدند كه تا آن زمان به اين عمليات اقدام كرده بودند. آنها بيش از 240 مهاجم را روانة عمليات مختلف كرده بودند و سرشناس‌ترين قرباني اقداماتشان راجيو گاندي، رهبر برجستة هند، بود. اما در سال 2001، كه ببرهاي تاميل قطعنامة آتش‌بس را امضا كردند، توجه همگان به بمب‌گذاري‌هاي انتحاري گروه‌هاي اسلام‌گرا بخصوص پس از انتفاضه الاقصاي فلسطينيان و پس از آن در عراق معطوف شد كه بيشترين ويراني‌ها را به دنبال داشت.
حملة 11 سپتامبر 2001، كه با دزديده شدن دو هواپيما انجام شد، عظيم‌ترين و مخرب‌ترين حملة انتحاري است كه تاكنون در يك روز اتفاق افتاده است.
حملات انتحاري در بيش از 30 كشور جهان گزارش شده است، در كشورهايي مانند افغانستان، الجزيره، آرژانتين، بنگلادش، چين، كلمبيا، كرواسي، مصر، هند، اندونزي، عراق، اسرائيل، اردن، كنيا، كويت، لبنان، مراكش، پاكستان، فلسطين، پاناما، فيليپين، قطر، روسيه، عربستان سعودي، سري‌لانكا، تانزانيا، تركيه، ايران، انگلستان، ازبكستان و يمن.
در برخي كشورهاي اسلامي، اين عمليات را جهاد مقدس و جنگ در راه خدا مي‌دانند و به آن عمليات استشهادي مي‌گويند. مسلمانان كه به زندگي پس از مرگ ايمان دارند جانفشاني براي حفظ ارزش‌ها را مقدس مي‌دانند.
البته نظر همة علماي اسلامي جهان در مورد عمليات استشهادي يكسان نيست و با توجه به شرايطي كه اين عمليات در آن صورت مي‌گيرد، نظر علما متفاوت مي‌شود. عده‌اي همچون سيدمحمد موسوي، رئيس اتحادية جهان اسلام در لندن، معتقدند بايد بين مهاجماني كه از خود در مقابل اشغالگران دفاع مي‌كنند و كساني كه غيرنظاميان را به كشتن مي‌دهند تفاوت قائل شد. برخي علماي ايراني مانند آيت‌الله صانعي نيز عمليات انتحاري را در اسلام حرام مي‌دانند.
اعتقاد به اين‌گونه عمليات در گروه‌هاي اسلامي بنا به تفسير آنها از اصول دين، وظايف شرعي و ميزان اهميتي كه براي زندگي اعضاي گروه قائل‌اند يا پاداشي كه از خداوند به‌خاطر اين عمل دريافت خواهند كرد، متفاوت است. بنا به بررسي‌هاي انجام‌شده، اقدام‌كنندگان به عمليات استشهادي از هر دو جنس‌ هستند. زنان در گروه‌هاي مختلف، از ببرهاي تاميل گرفته تا شورشيان چچن و مبارزان فلسطيني، دست به عمليات‌ استشهادي زده‌اند. عمدة اين افراد از طبقة متوسط جامعه‌اند كه اغلب در كشورهايي نه‌چندان آزاد زندگي مي‌كنند و معمولاً تحصيلات عالي و اعتقادات سياسي و مذهبي قوي دارند. بسياري از استشهاديون دچار كمبود محبت يا بيماري‌هاي رواني نيستند، گرچه ممكن است بعضي از آنان دوران كودكي سختي داشته باشند. رهبران گروه‌هايي كه عمليات استشهادي را برنامه‌ريزي مي‌كنند اغلب به دنبال افرادي مي‌گردند كه براي چنين مأموريت‌هايي قابل اعتماد باشند و معلوم است افرادي كه بيماري‌هاي رواني داشته باشند براي چنين مأموريت‌هايي مناسب نيستند. يك نظريه در مورد استشهاديون وجود دارد كه جورج بوش و دالاي لاما از طرفداران آن‌اند و معتقدند آنها با يأس و نوميدي اقدام به اين كار مي‌كنند و به احتمال زياد از طبقة فقير و فراموش‌شدة جامعه‌اند.
در تحقيقي كه اخيراً پژوهشگران دانشگاه هاروارد منتشر كرده‌اند، پروفسور آلبرتو آباديه ادعا مي‌كند: «ريشة تروريسم در فقر است. ميزان خشونت اين عمليات با ميزان برخورداري افراد از آزادي‌هاي سياسي نيز ارتباط دارد. به‌طور خاص اين موضوع در كشورهاي درحال‌گذار به سوي آزادي و دموكراسي برجسته‌تر است. زيرا كساني كه از آزادي‌هاي سياسي كمي برخوردارند براي ابراز اين‌گونه رفتارهاي اعتراض‌آميز مهياترند.»
در سال‌هاي 2003 و 2004، حضور زنان در حملات استشهادي، بخصوص در منطقة خاورميانه، افزايش چشمگيري يافته است.
كلارا بيلر در كتاب پيام‌آوران مرگ در مورد زنان بمب‌گذار مي‌نويسد: «رفتار زنان از نقش‌هاي اجتماعي مرسوم فاصله گرفته است. در جوامع ديگر، زنان داراي نقش‌هاي فروتنانه و خاضعانه هستند، شركت زنان در اين فعاليت‌ها نشان‌دهندة قدرت و توان زنان در جامعه است، زيرا زنان، برخلاف گذشته، در فعاليت‌هايي مثل هماهنگي عمليات، آماده‌سازي مواد و كمربندهاي مرگ، همراهي مهاجم و حتي انجام عمليات مشاركت مي‌كنند.»
در گروه‌هاي اسلامي مبارز، به‌ويژه در فلسطين و لبنان، عمليات استشهادي يكي از كم‌خرج‌ترين اما مؤثرترين شيوه‌هاي مبارزه در جنگ‌هاي نابرابر است. طرفداران مسلمان اين گروه‌ها با تعليمات و اعتقادات ديني دربارة فرهنگ شهادت و فدا كردن جان در راه هدف عالي و الهي و پاداش بزرگي كه در جهان پس از مرگ خواهند داشت، براي مقابله با دشمن، به اين عمليات رو مي‌آورند. از همين زاويه است كه شايد بعضي كارشناسان معتقدند روي آوردن به اين شيوه‌ها پاسخي است به كاهش ارزش‌هاي انساني و معنوي نزد دشمنان. اغلب استشهاديون به خانواده و جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنند اهميت مي‌دهند، اما در مقابل افرادي كه براي زندگي انسان‌ها ارزش كمي قائل‌اند مي‌ايستند.
در ميان خيلي از اين گروه‌ها، اعتقادات ديني قوي نسبت به شهادت وجود دارد. بيشتر استشهاديون اعتقاد دارند كه عمليات آنها مطابق با وجدان جمعي و در مسير برقراري عدالت است. زناني هم كه به عمليات استشهادي رو مي‌آورند افرادي هستند كه اعتقادات ديني قوي دارند، قصد پاسداشت ارزش‌هاي معطوف به جامعه و خانوادة خود را دارند و به اين باور رسيده‌اند كه در جنگ نابرابر موجود، بايد جان خود را فدا كنند.
زنان فلسطيني بازماندة عمليات استشهادي در يكي از زندان‌هاي اسرائيل نگهداري مي‌شوند. اين زنان يا پس از عمليات زنده مانده‌اند، يا در آخرين دقايق از آن منصرف ‌شده‌اند، يا پيش از عمليات دستگير شده‌اند و يا در انجام آن ناموفق بوده‌اند. اين را زنان در انتهاي راهرويي طويل و پشت هفت در آهني زنداني كرده‌اند و افراد معدودي اجازه دارند با آنها ملاقات كنند؛ حدود 30 زن 17 تا 30 ساله كه بعضي از آنها ازدواج كرده و صاحب فرزندند و بعضي ديگر مجرد. براساس آمارهاي 2006، 91 زن و 313 كودك فلسطيني در زندان‌هاي اسرائيل به‌سر مي‌برند كه از اين تعداد 64 زن و 91 كودك به جرم ارتكاب قتل و شركت در عمليات‌هاي استشهادي محبوس‌اند.
اكثر زنان استشهادي فلسطيني وابسته به گروه فتح‌اند. فتح اولين گروه خواهان خروج اسرائيلي‌ها از سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين است. حدود 35 درصد زنان زنداني از گروه فتح، 20 درصد از اعضاي جهاد اسلامي و 20 درصد عضو حماس، و بقيه متعلق به گروه‌هاي مبارز كوچك‌ترند. كودكان فلسطيني زنداني در اسرائيل نيز اغلب پسربچه‌هاي 13 تا 18 ساله هستند كه اكثر آنها به‌خاطر همراه داشتن چاقو يا پرتاب كوكتل مولوتوف به سوي جيپ‌هاي نظاميان اسرائيلي دستگير شده‌اند.
به باور زنان استشهادي، در اين‌گونه عمليات بين مرد و زن هيچ تفاوتي نيست و هر دو براي رسيدن به ارزش‌هاي والاي معنوي تلاش مي‌كنند. گفته مي‌شود ازجمله اعتقادات ديني زنان استشهادي اين است كه اگر مردان شهيد به بهشت مي‌روند و فرشته‌هاي زيبا از آنها پذيرايي مي‌كنند، زنان شهيد از بهترين حوري‌هاي بهشتي خواهند شد.■


كلارا بيلر، نويسنده: «رفتار زنان بمب‌گذار از نقش‌هاي اجتماعي مرسوم فاصله گرفته است... زنان برخلاف گذشته در فعاليت‌هايي مثل هماهنگي عمليات، آماده‌سازي مواد و كمربندهاي مرگ، همراهي مهاجم و حتي انجام عمليات مشاركت مي‌كنند.»

زناني كه به عمليات استشهادي رو مي‌آورند افرادي هستند كه اعتقادات ديني قوي دارند، قصد پاسداشت ارزش‌هاي معطوف به جامعه و خانوادة خود را دارند و به اين باور رسيده‌اند كه جنگ نابرابر موجود به جان باختن آنها نياز دارد.

براساس آمارهاي 2006، 91 زن و 313 كودك فلسطيني در زندان‌هاي اسرائيل به‌سر مي‌برند كه از اين تعداد 64 زن و 91 كودك به جرم ارتكاب قتل و شركت در عمليات استشهادي محبوس‌اند.

بيشتر زنان استشهادي باور دارند كه در اين عمليات بين زن و مرد فرقي نيست و هر دو براي رسيدن به ارزش‌هاي والاي معنوي تلاش مي‌كنند.


عمليات استشهادي در فلسطين

عمليات استشهادي از ديد اكثر مردم فلسطين «جنايت» محسوب نمي‌شود. 1/76 درصد مردم فلسطين موافق عمليات استشهادي و 5/12 درصد مخالف‌اند، 4/11 درصد نيز نظري ندارند.
ايدئولوژي غالب بين فلسطيني‌ها ايدئولوژي دفاع از كشور و ميهن‌پرستي است، بنابراين فدا كردن جان يك نفر براي حفظ جامعه ستايش مي‌شود.
فلسطيني‌ها اعتقاد دارند كه سرزمين‌هايشان به زور اشغال شده و چون از قدرت كافي براي مقابله با اسرائيلي‌ها برخوردار نيستند، عده‌اي براي مبارزه به عمليات استشهادي روي آورده‌اند.
در تلويزيون فلسطين اغلب نماهنگ‌ها و اطلاعيه‌هايي پخش مي‌كند كه در آنها بر پاداش ابدي براي زنان و مردان و كودكاني كه به دنبال شهادت‌اند تأكيد مي‌شود. به نوشتة روزنامة شيكاگو تريبيون، والدين فلسطيني مي‌گويند كه فرزندان آنها مايل‌اند در عمليات استشهادي شركت كنند. از 1993 تاكنون كه عمليات استشهادي محبوبيت يافت، گروه‌هاي مبارز حماس، جهاد اسلامي و فتح اردوهايي با عنوان «اردوهاي بهشت» برگزار كرده‌اند.
بمب‌گذاراني كه با اين گروه‌ها در تماس‌اند اغلب از كمربندهاي انتحاري استفاده مي‌كنند. سازندة اين كمربندها كه به خياط مرگ معروف است آنها را طوري طراحي مي‌كند كه مواد منفجره به صورت گلوله‌هاي انفجاري در زير لباس و اطراف بدن فرد استشهادي بسته شود تا بيشترين تلفات جاني را موجب شود و كمترين شك را برانگيزد.































 

[ Movable Type ] + [ Persian Tools ]