از درون جامعه

اوپرا وينفري، پديده‌اي در جهان رسانه

 فاطمه اميريان




 جزو معدود افرادي است كه بردن اسم كوچكش كافي است كه او را بشناسند. كمتر زني در حوزة رسانه از شهرت و محبوبيت او برخوردار است. نامش يادآور برنامه‌هاي تلويزيوني، كتاب‌ها و نشريات محبوب است و در فهرست پردرآمدترين‌ها جا خوش كرده است. بعضي‌ها بر اين باورند كه قدرتش از رئيس‌جمهور بيشتر است و اگر كانديداي رياست‌جمهوري شود بي‌شك انتخاب مي‌شود. با پشتكار و بردباري توانسته با مشكلات مبارزه كند و نه‌تنها زندگي‌اش را تغيير دهد بلكه در بهبود زندگي ديگران نيز مؤثر باشد. اوپراي 52 ساله از اواسط دهة 80 اجراي يك برنامة گفت‌وگوي روزانه را به عهده دارد و در برنامه‌اش به مسائل مختلفي ازجمله مشكلات روحي مادران بعد از زايمان، دلايل سست شدن روابط زوج‌ها، امراض قلبي و ريوي، زيبايي، يا قتل فرزند به دست پدر يا مادر مي‌پردازد. برنامه‌اش روزانه 14 ميليون بيننده دارد و در 132 كشور روي آنتن مي‌رود. اغلب زنان بيننده‌اش هستند چون او را دوست خود مي‌دانند.


اوپرا گيل وينفري (Oprah Gail Winfrey) در 29 ژانوية 1954 در ايالت ميسي‌سيپي امريكا به دنيا آمد. مادرش ورنيتا لي (Vernita Lee) 18 ساله خدمتكار بود و پدرش ورنن وينفري (Vernon Winfrey) 20 ساله در ارتش خدمت مي‌كرد. موانع متعددي پيش روي اوپراي كوچك بود. هم سياهپوست بود، هم دختر و هم فقير. تا 6 سالگي با مادربزرگش در مزرعه‌اي در ميسي‌سيپي زندگي مي‌كرد. اين خوش‌اقبالي را داشت كه با تعليمات مادربزرگ توانست در كودكي خواندن را بياموزد. آن‌قدر بااستعداد بود كه در 3 سالگي انجيل و سرودهاي مذهبي را در كليسا از حفظ مي‌خواند. اوپرا بارها از مادربزرگش مي‌شنيد كه «اين دختر استثنايي است!» معني حرفش را نمي‌فهميد ولي تحسين مادربزرگ به او نيرو مي‌داد كه با وجود تمام سختي‌ها راهش را ادامه دهد. 6 تا 13 سالگي را با مادرش در ميلواكي گذراند. 9 ساله بود كه مردي از اقوام به او تجاوز كرد و مدتي بعد هم مورد آزار جنسي دوست مادر و اقوام ديگر قرار گرفت. هرچند در درون رنج مي‌برد ولي هرگز با كسي در اين مورد حرف نمي‌زد. چندي بعد مادرش تصميم گرفت او را به كانون اصلاح و تربيت بفرستد كه خوشبختانه چون ظرفيت آن تكميل بود اوپرا پذيرفته نشد. شايد بزرگ‌ترين خوش‌اقبالي او همين بود. ديگر چاره‌اي نداشت جز اينكه با پدرش زندگي كند. به همين دليل به نَشويل رفت.
در پي آزارهاي جنسي، اوپرا در 14 سالگي پسري مرده به دنيا آورد. مرگ فرزند برايش ضربة سختي بود ولي با خود عهد كرد كه زندگي‌اش را تغيير دهد. پدر هم تصميم گرفت با انضباط و سختگيري به او كمك كند تا بتواند زندگي‌اش را دگرگون كند. او تحصيلاتش را ادامه داد و پدر او را تشويق مي‌كرد كه هميشه بهترين باشد. اوپرا مجبور بود هفته‌اي يك كتاب بخواند و مطلبي دربارة آن بنويسد. در 17 سالگي گزارشگر راديو نشويل شد. براي آنكه بتواند به كار در راديو و تلويزيون ادامه دهد، براي ادامة تحصيل به دانشگاه ايالتي تنسي رفت و در رشتة هنرهاي نمايشي و ارتباط كلامي مشغول تحصيل شد.
در همان سال اول تحصيل در دانشگاه، دو جايزه براي دو نمايش به او تعلق گرفت. در 1976 به بالتيمور رفت و گويندة اخبار تلويزيون شد. در 1978، علاوه بر گزارشگري و گويندگي، به اجراي يك برنامة تلويزيوني هم پرداخت كه بسيار موفقيت‌آميز بود. سپس در 1984 براي اجراي برنامة صبحگاهي اِي ‌اِم شيكاگو (AM Chicago) دعوت به كار شد. اين برنامه با برنامة پرطرفدار داناهيو (Donahue) رقابت مي‌كرد و در ظرف كمتر از يك سال پرطرفدارترين برنامه شد و با گسترش آن در سپتامبر 1985، به «شو اوپرا وينفري» تغيير نام يافت. اوپرا مي‌گويد: «در آغاز، هدفم از اجراي اين برنامه اين بود كه به وسيلة رسانة تلويزيون بتوانم مردم را تشويق كنم، به آنها روحيه بدهم و سطح آگاهي‌شان را بالا ببرم. اما اكنون مأموريتم اين است كه زندگي ديگران را دگرگون كنم و به آنها كمك كنم تا خودشان را جور ديگري ببينند و براي آنها شادي و رضايت خاطر به ارمغان بياورم.» در همين سال به بازي در فيلم به رنگ ارغوان (Color Purple) براساس رمان اَليس واكر و به كارگرداني استيون اسپيلبرگ دعوت و براي بازي در نقش مكمل فيلم نامزد جايزة اسكار شد. همچنين از او براي بازي در فيلم پسر بومي (Native Son) قدرداني به عمل آمد. در سال‌هاي بعد نيز اوپرا همچنان در توليد و بازيگري فيلم درخشيد.
«شو اوپرا وينفري» در كمتر از يك سال به برنامة سراسري زنده و درجه يكي تبديل شد. در ژانوية 1987، سه جايزة اِمي (Emmy Award) به اين برنامه تعلق گرفت: جايزة بهترين اجرا، كارگرداني و برنامة گفت‌وگو. سال بعد مجدداً اين موفقيت تكرار و جايزة «گويندة سال» به اوپرا اهدا شد. او در ميان زناني كه تا آن تاريخ اين جايزه را دريافت كرده بودند از همه جوان‌تر بود. تاكنون 34 جايزة اِمي به اوپرا اهدا شده است. علاقة مفرط به بازيگري و كارهاي نمايشي او را ترغيب كرد كه در 1986 مؤسسة فرهنگي‌ـ‌هنري هارپو (Harpo) را تأسيس كند. هارپو يكي از بزرگ‌ترين توليدكننده‌هاي برنامه‌هاي تلويزيوني است. اين شركت در زمينة سرمايه‌گذاري اينترنتي، پوشش تلويزيوني، فيلم و چاپ و نشر فعاليت مي‌كند. در 1988 نيز جايزة موفقيت در زندگي به او تعلق گرفت.
خاطرات آزارهاي جنسي دوران كودكي اوپرا را برانگيخت كه از 1991، قبل از اينكه كميسيون قضايي سناي امريكا قانون حمايت از كودكان را تصويب كند، براي ايجاد پايگاه اطلاعاتي از محكومان آزارهاي جنسي كودكان شروع به فعاليت كند. اين پايگاه هم‌اكنون در دسترس و مورد استفادة مجريان قانون در سراسر كشور است.
مجلة تايم (Time) اوپرا وينفري را يكي از 100 شخصيت بانفوذ قرن بيستم معرفي كرده است. او همچنين با پخش زندة برنامة «باشگاه كتاب‌خوانان» به صنعت چاپ و نشر هم خدمت كرده است. معرفي هر كتابي در اين برنامه متضمن فروش بالاي آن بود. در 1999، بنياد ملي كتاب براي قدرداني از اوپرا مدال طلا به او اهدا كرد. اما او تصميم گرفت كه باشگاه را تعطيل كند با اين استدلال كه يافتن كتاب جذاب كار دشواري شده است. اما سه سال و اندي پس از تعطيلي باشگاه، بيش از 100 نويسنده ازجمله جومپا لاهيري و جين اسمايلي در نامه‌اي سرگشاده از اوپرا خواستند تا بار ديگر كتاب‌هاي معاصر را در برنامة تلويزيوني خود معرفي كند تا از افت فروش كتاب‌ها جلوگيري شود. اوپرا در مصاحبه‌اي اعلام كرد كه تصميم گرفته است در دورة جديد برنامه به معرفي كتاب‌هاي غيرداستاني هم بپردازد چون اعتقاد دارد لازم است در به روي كتاب‌هاي ديگر هم باز شود. او از سال 2003 به‌سراغ كتاب‌هاي كلاسيك رفت و خواندن كتاب‌هاي نويسندگاني چون جان اشتاين بك و ويليام فاكنر را به اعضاي خود پيشنهاد كرد. بدين ترتيب، با معرفي رمان كلاسيك آنا كارنيناي تولستوي در برنامه‌اش به‌عنوان يكي از بهترين عاشقانه‌هاي تاريخ ادبيات، اين كتاب را به صدر فهرست پرفروش‌ترين رمان‌هاي روز رساند. انتشارات پنگوئن كه امتياز چاپ ترجمة جديد اين كتاب را خريداري كرده بود، براي پاسخ به استقبال گستردة كتابخوانان از اين اثر، بيش از 900 هزار نسخة ديگر از آن چاپ كرد. اوپرا همچنين در شبكه‌اي مختص زنان (Oxygen Media) فعاليت دارد. وي در سال 2000 (در شبكة Oprah’s Angel) جايزه‌اي 100 هزار دلاري براي افرادي كه زندگي‌شان را صرف بهبود زندگي ديگران مي‌كنند اختصاص داد.

تئاتر موزيكال به رنگ ارغوان بر مبناي رمان آليس واكراوپرا 20 سال پس از بازي در فيلم به رنگ ارغوان، در ساخت تئاتر موزيكالي از آن مشاركت كرد، اما اين بار به‌عنوان سرمايه‌گذار و تهيه‌كننده. داستان اين نمايشنامه دربارة زني مصيبت‌ديده است كه سال‌هاست از ازدواج با مردي فحاش و تلخي زندگي زناشويي عذاب مي‌كشد. اوپرا به خبرنگار بخش تئاتر نيويورك تايمز گفته است: «به رنگ ارغوان سال‌هاست كه جزئي از وجود من است. از اولين روزي كه اين رمان را خواندم، همواره اصرار داشتم كه همه با آن آشنا شوند. اينكه بتوانم در ساختن تئاتر از روي اين داستان نقشي داشته باشم همواره برايم مانند رويا بوده است.»

مشاركت در ساخت مدرسة خيريه
نخستين مدرسة خيريه‌اي كه اوپرا با اهداي 10 ميليون دلار در ساخت آن مشاركت كرده است سال آينده در ميرتون در افريقاي جنوبي افتتاح مي‌شود. او 73 دختر را براي تحصيل در اين مدرسه معرفي كرده است. اين مدرسه از تكنيك‌هاي آموزشي پيشرفته و تكنولوژي‌هاي ارتباطي استفاده مي‌كند تا اوپرا بتواند از شيكاگو به دانش‌آموزانش درس بدهد. قرار است در اين مدرسه 450 دانش‌آموز بااستعداد دختر كه خانواده‌هايشان استطاعت مالي ندارند آموزش ببينند. اوپرا مي‌گويد حتي ريزترين جزئيات ساختار مدرسه را هم بررسي كرده است و مي‌خواهد از اين دختران بهترين انسان‌هاي ممكن را بسازد و به آنها آموزش دهد تا رهبران و مديران و الگوهاي خوبي براي سراسر جهان باشند.

مؤسسة خيرية اوپرا وينفري
اين مؤسسه با هدف توانمندسازي، آموزش، و تأمين سلامت و رفاه زنان و كودكان و خانواده‌هاي فقير در سراسر دنيا تأسيس شده است و حتي به سازمان‌هاي ديگري كه با اين اهداف فعاليت مي‌كنند صدها مورد كمك مالي كرده است. همچنين ميليون‌ها دلار صرف بهبود آموزش دانش‌آموزان مستعد كرده است. اعطاي بورسية تحصيلي جزو برنامه‌هاي اين مؤسسه است. مؤسسة خيرية اوپرا مي‌كوشد تلاش‌هاي بشردوستانة خود را در كشورهاي درحال‌توسعه گسترش دهد. او در دسامبر 2002 به افريقاي جنوبي رفت و ده‌ها هزار بچة افريقايي را شاد كرد. وي از يتيمان و مدارس روستايي ديدن كرد و به كودكان هدايايي نظير غذا، لباس، كفش ورزشي، لوازم تحرير، كتاب و اسباب‌بازي اهدا كرد. در سال 2003، 63 مدرسة روستايي اين كشور از كمك‌هاي آموزشي و مالي او بهره‌مند شدند. اوپرا همچنين با همكاري وزارت آموزش و پرورش افريقاي جنوبي يك مدرسة نظامي براي دختران ساخت و افتتاح دانشكدة نظامي دختران در افريقاي جنوبي جزو برنامه‌هاي او در سال 2005 بود.

اوپرا، قدرتمندترين هنرمند سال 2005
در فهرست سال 2005 صد هنرمند برتر كه هرسال مجلة فوربز منتشر مي‌كند، نام اوپرا وينفري مجري تلويزيوني در صدر قرار دارد. اين فهرست براساس ميزان درآمد سالانة هنرمند، قدرت و محبوبيت او و نيز ميزان عكس و خبر مربوط به او در مطبوعات تهيه مي‌شود. اوپرا با 225 ميليون دلار درآمد در سال گذشته عنوان قدرتمندترين هنرمند سال را به‌دست آورد و 9 نفر بعدي به ترتيب تايگر وودز، مل گيبسون، جرج لوكاس، شكيل اونيل، استيون اسپيلبرگ، جاني دپ، مدونا، التون جان و تام كروز هستند. اوپرا يكي از پردرآمدترين ميزبانان شو در جهان است و سالانه بيش از 140 ميليون دلار از شو اوپرا درآمد كسب مي‌كند. او همچنين صاحب‌امتياز دو مجله است كه از مجلات پرتيراژ محسوب مي‌شوند. سايت اينترنتي اوپرا ماهانه بيش از 2 ميليون مراجعه‌كننده دارد. خودش مي‌گويد: «پيش از آنكه پولدار شوم واقعاً شاد بودم. نمي‌دانم باور مي‌كنيد يا نه، اما به شما مي‌گويم هرگز به پول نمي‌رسيدم اگر در آغاز راه شادمان نبودم.»■































 

[ Movable Type ] + [ Persian Tools ]