گزارشي از رويدادهاي موسيقي زنان در سال 1384
«بهاران/ با باربد بازآ/ بابربطي در بر/ و شولاي سبز بر دوش/ بربط از زانوان برگير/ و شور دادآفريد را بنواز.»1
مثل يك حسابرس نشستهام تا به حسابهاي «موسيقي زنان» در سال 1384 رسيدگي كنم. پيش از رسيدگي، شمارة اسفند سال گذشتة مجله را باز ميكنم و مروري ميكنم بر آنچه دربارة وضعيت موسيقي زنان در سال 1383 نوشتهام و حالا نگاه ميكنم به سرفصلهايي كه دربارة امسال يادداشت كردهام. فكر ميكنم براي يك گزارشگر هيچچيز بدتر از اين نيست كه دوباره در يك مطلب حرفهايش را تكرار كند، انتقادهايش را، پيشنهادهايش را و حديث مكرر تأسفهايش را.
موسيقي زنان ايران همواره با افتوخيزهاي بسيار همراه بوده، اين افتوخيزها چنان همواره تكرار ميشوند كه ديگر به جزر و مد دائمي دريايي ميمانند كه نه پيش ميرود و نه پس.
باز هم در سال 1384 چند جشنواره براي زنان موسيقيدان (به عبارتي دقيقتر براي زنان خواننده) برگزار شد، بدون تبليغات و خبررساني مناسب، كه بالطبع با سالنهايي خالي روبهرو شديم. گيريم امسال يك جشنواره به آن اضافه شد، بيآنكه هيچكدام از اين جشنوارهها، در نحوة اجرا، مديريت و سياستگذاري، با ديگري تفاوت كند.
باز هم در سال 1384 چندين كنسرت همخواني و همنوازي برگزار شد كه امروز با دو همخوان زن و يك همخوان مرد در اين سالن شهر مجوز گرفته بود و فردا در آن سالن ديگر با سه همخوان مرد و سه همخوان زن و فرداتر صداي ميكروفن همخوان زن را روي صحنه بسته بودند. (نه، اهميتي ندارد كه برگة مجوز همخواني از مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در جيب سرپرست گروه باشد!)
باز هم در سال 1384 صداي زنان خواننده را در فيلمها و نمايشها شنيديم و در كنسرتها نه!
باز هم در سال 1384 بانويي از اهل موسيقي جهان را ترك ميگويد، بيآنكه مثل موسيقيدانان مرد اين ديار برايش مراسم يادبود گرفته شود يا اين روزنامه و آن مجله دربارهاش چند سطري را قلمي كنند يا راديو و تلويزيون خبر درگذشتش را در اخبار فرهنگي و هنري بخواند.
و باز هم در سال 1384...
از دبير سرويس هنري مجله ميپرسم: «باز هم همة اين حرفها را امسال بنويسم؟»
براي بسياري از زنان موسيقيدان كه فقط در عرصة موسيقي زنان فعاليت ميكنند، جشنوارهها تنها فرصت برگزاري كنسرت است. همچنين در همين جشنوارههاست كه گروههاي تازه پا به عرصة موسيقي ميگذارند. تا پيش از اين، دو جشنوارة موسيقي به موسيقي زنان اختصاص داشت: جشنوارة گل ياس و جشنوارة موسيقي نواحي، كه اولي همة گونههاي موسيقي را دربرميگرفت و دومي مختص زنان موسيقيدان محلي بود. همچنين جشنوارة بينالمللي موسيقي فجر، با سابقهاي بيشتر در بخش موسيقي زنان، روزها و سالنهايي را به اجراي ويژة زنان اختصاص ميداد كه همچون جشنوارة گل ياس همة گونههاي موسيقي زنان را دربرميگرفت. امسال جشنوارة ديگري در زمينة موسيقي زنان با عنوان «بانوي بهشت»، به همت مؤسسة «نغمة شهر»، وابسته به سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، از 5 تا 7 مرداد، در فرهنگسراي بانو برگزار شد كه برگزاري آن همزمان شد با هفتمين جشنوارة گل ياس كه امسال با عنوان «جشنوارة موسيقي بانوان» برپا شد. برخي از مسئولان موسيقي از برگزاري جشنوارههاي موازي و همزمان انتقاد كرده بودند. كامبيز روشنروان، رئيس خانة موسيقي، گفته بود: «جشنوارة گل ياس هرساله از طريق مركز موسيقي ارشاد برگزار ميشود كه برگزاري جشنوارههاي موازي با آن كار درستي نيست. اگر سازمانهايي مايلاند چنين جشنوارههايي برگزار كنند، بايد با كيفيت خوب و اعتبار بالا باشد كه نتيجة خوبي هم دربر خواهد داشت. اگر بودجهاي براي اين قبيل كارها كه هم لطمه به موسيقي كشور ميزند و هم كيفيتها را نازل ميكند و نتيجة مثبت و خوبي هم ندارد، صرف خود موسيقي شود مفيدتر خواهد بود». ايرج نعيمايي هم گفته بود: «متأسفانه در كشور ما فعاليتها از نظر سازماندهي به شكلي است كه ديگرمراكز، از تصميماتي كه گرفته ميشود، اطلاعي ندارند». او گسترش فعاليتهاي فرهنگيـهنري را به هر ميزان لطمهاي به فرهنگ ندانسته بود، اما معتقد بود: «بهتر است مراكز با همفكري و مشاركت همديگر در برگزاري برنامهها از دوبارهكاري و تكرار جلوگيري كنند. دوگانگي باعث سوءاستفادة ديگران ميشود كه متأسفانه اين مسائل در حوزة هنر و فرهنگ ديده ميشود كه اگر اين مراكز ارتباط دوستانهاي با هم برقرار كنند، جلو اين قبيل مسائل گرفته ميشود.» اما محمدحسين برزين، مدير مركز موسيقي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و مديرعامل مؤسسة نغمة شهر، برگزاري جشنوارههاي موسيقي از طريق سازمان فرهنگيـهنري شهرداري تهران را در مقايسه با ديگر جشنوارهها، موازيكاري ندانسته بود و آن را تكميلكنندة ديگر جشنوارهها برشمرده بود.2 موضوعات جشنوارة «بانوي بهشت» «زن ايراني جلوة پاكي و مهر، زن ايراني و همبستگي ملي، زن ايراني و انتظار و اميد به آيندة روشن، زن ايراني اسوة پايداري و ايثار و زن ايراني عمود ضمير زندگي» اعلام شده بود و گروههاي شركتكننده ميتوانستند «با در نظر گرفتن اولويت در ساختار و تنظيم قطعات متناسب با موضوعهاي جشنواره، با بهكارگيري انواع سبكها و سازها، در اين جشنواره شركت كنند»3. با اين توضيحات كلي، بهنظر ميرسيد برگزاركنندگان جشنواره آن را مشابه ديگر مسابقات هنري ميدانند و با موسيقي زنان اين سرزمين كمتر آشنا هستند. اين جشنواره با معرفي برترينهاي جشنواره در بخش مسابقه، شامل 14 نفر در بخشهاي تكنوازي، تكخواني، سرپرستي گروه و 3 گروه شامل كر، سنتي و مقامي، با اهداي ديپلم افتخار، تنديس، سكة بهار آزادي و جوايز نقدي، پايان يافت. به گزارش خبرگزاري ايسنا، نخستين جشنوارة موسيقي «بانوي بهشت»، با رقابت 27 اثر از ميان 45 اثر ارسالشده، در بخشهاي مسابقه و جنبي برگزار شد و پري زنگنه، ميترا سعيدي و ژاكلين كاظمي داوري آن را برعهده داشتند.4
سومين جشنوارة موسيقي نواحي ايران نيز بنا بود در مرداد برگزار شود. رضا مهدوي، رئيس مركز موسيقي حوزة هنري، در گفتوگويي با خبرگزاري مهر گفته بود: «دورههاي گذشتة اين جشنواره با رويكرد به موسيقي غرب ايران، موسيقي چهارمحال و بختياري و برگزيدهاي از موسيقي زنان بومي ايران برگزار شد و در اين دوره تصميم داريم كه بيشتر به موسيقي زنان بنادر و جنوب ايران، بهويژه موسيقي منطقة قشم، بپردازيم.» او ازجمله مشكلات برگزاري اين جشنواره را هزينة گزاف برگزاري آن و دعوت گروههاي موسيقي جنوب با تعداد زياد خوانده و گفته بود: «ممكن است در كنار انتخاب گروهها و قطعات موسيقي جنوب ايران، برگزيدهاي از موسيقي بومي ايران را هم در جشنواره داشته باشيم. البته شرط اصلي ما براي اين اجراها دور شدن از ورطة تكرار است.» اين دوره از جشنواره بنا بود در منطقة قشم برگزار شود5، اما گويا مشكلات و موانع پيروز شدند و برگزاري جشنواره به سال بعد موكول شد. سال گذشته برگزاركنندگان جشنوارة موسيقي نواحي زنان ايران وعده داده بودند آثار ضبطشدة اين جشنوارهها را در اختيار پژوهشگران زن قرار دهند. رضا مهدوي، كه رياست ستاد برگزاري دومين جشنوارة موسيقي نواحي زنان را نيز بر عهده داشت، اعلام كرد: «آثار دومين جشنوارة موسيقي نواحي زنان بهصورت يك نوار ششساعته ضبط و ثبت شده است و در اختيار پژوهشگراني چون منصوره ثابتزاده و سودابه سالم قرار گرفته است. همچنين دانشجويان دانشگاههاي سوره، تهران، هنر و آزاد نيز در صورت تمايل ميتوانند بهصورت بورس براي پروژههاي تحقيقاتي خود از آن استفاده كنند.»6
هفتمين جشنوارة موسيقي بانوان امسال با حرف و حديثهايي آغاز شد. تاريخ برگزاري جشنواره همچون هميشه مردادماه بود و از سه ماه قبل، با حكم محمدحسين همافر، رئيس مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، آذر هاشمي به سمت دبير اين جشنواره منصوب شد. همافر در بخشي از اين حكم آورده بود: «نظر به تعهد، تخصص، تجارب هنري و سابقة مستمر شما در فعاليتهاي موسيقي بانوان كشور، به موجب اين ابلاغ، به سمت دبير هفتمين جشنوارة موسيقي بانوان كشور منصوب ميشويد.» آذر هاشمي، آهنگساز و نوازندة سنتور، هماكنون سرپرست اركستر بانوان صدا و سيماي جمهوري اسلامي، سرپرست گروه نغمه، داور آزمون داوطلبان رشتة سنتور مركز گسترش آموزش هنري، عضو هيئتمديرة كانون مدرسان خانة موسيقي، بازرس عليالبدل هيئتمديرة خانة موسيقي و مدرس سنتور است.7 در جلسهاي مطبوعاتي كه روز يكشنبه 2 مرداد برگزار شد، مسئولان جشنواره نشست خبري خود را به مجادله با خبرنگاران گذراندند و در پرسش به سؤال خبرنگاري كه پرسيده بود: «آيا اطلاعرساني ناچيز دربارة جشنوارة موسيقي بانوان ناشي از محافظهكاري بيش از حد مسئولان اين جشنواره نبوده است؟» لطيفي سرشت، مدير اجرايي جشنواره، و آذر هاشمي، دبير جشنواره، پاسخ دادند كه: «كمكاري خبرنگاران علت اصلي اطلاعرساني ضعيف اين جشنواره بوده است!» و آذر هاشمي بدون صبوري، هنرمندانه، در پاسخ به صحبتهاي خبرنگار ديگري گفته بود: «بهتر است شما بياييد اينجا و جاي من بنشينيد و دربارة جشنواره توضيح دهيد.» به گزارش خبرگزاري ايسنا، او در ادامه خطاب به اين خبرنگار گفته بود: «شما در ابتداي جلسه تنها بوديد، بعد به جمع ساير دوستانتان رفتيد و يك تيم درست كرديد و مرا سؤالپيچ ميكنيد.»8 گرچه او در پيام پاياني جشنواره از «ارباب رسانهها تشكر كرد»9، اما خاطرة برخورد او از ياد خبرنگاران نرفت. در هفتمين جشنوارة موسيقي بانوان، كه به مدت شش روز در تالار وحدت و تالار رودكي برگزار شد، از 50 گروه متقاضي شركت در جشنواره، 13 گروه برنامه اجرا كردند: گروههاي صهبا از قم، مزامير از تهران، سمنبويان از تهران، خنيا از خرمآباد (گروه خنيا از تهران كه خود در جشنواره شركت نداشت، در همان زمان، اعتراض خود را به همنامي گروه ديگري به اطلاع مسئولان جشنواره رساند، اما ثمري نداشت)، گلشن از كاشمر، دان الدوز از تهران، روشا از قائمشهر، آساك از قوچان، كر اهورا از شيراز، آواز و پريرخ و اسدي و ياران از تهران. در بخش پژوهشي، مباحثي چون «آيندة موسيقي، فمينيسم موسيقايي و موسيقي مكانيزه» با سخنراني دكتر هماسادات افسري؛ جايگاه زنان در موسيقي بختياري با سخنراني دكتر منصوره ثابتزاده. «شاخهها و شيوههاي اجرايي موسيقي بانوان در مناطق و نواحي ايران» با سخنراني هوشنگ جاويد، «وهم و الهام در هنر» با سخنراني مليحه سعيدي؛ «زن، انتقالدهندة فرهنگ (مدرسة مادري)» با سخنراني سودابه سالم مطرح شد. در مراسم پاياني جشنواره، محمدحسين همافر، رئيس مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در پيامي گفت: «اين بار نيز در ملتقاي ماه و مرداد، به جشن ترنم و خنيا نشستهايم و اين بار نيز ساحت معنايي هنر ما به شرافت نجيبانة حضور بانوان ايران اسلامي مفتخر است. اين آيين بشكوه ترجمان آفرينش و مانايي است و صداي زناني كه خجستهتر از پيش، اثبات جايگاه خود را در مدار ازلي هنر به تجلي آمدهاند؛ خرسنديم كه همراهي شكوهمند زنان اين ديار اين بار نيز اعتلاي فرهنگ ايرانيـاسلامي را مترنم است و جشنوارة هفتم بانوان، با تماميتي فرازين، آهنگي پويا به موسيقي اين ديار بخشيده است. با احترام، اين حضور سترگ را مينگريم و به احترام زنان هنرمند موسيقي صبور و پاك ميهنمان برميخيزيم. باري نواي سازهايتان كه، همصدا با دردهاي مشترك بشري است، جاودانه به يادگار بماند كه رنگينكمان آواهايتان سپهر مينوي ما را دگرباره آذين بسته است»10. نثر بيانيه رويايي و شاعرانه بود كه جشنوارة موسيقي بانوان در همين حد رويايي به پايان رسيد، بيآنكه وضعيت كلي موسيقي زنان روشن شود.
در بيستويكمين جشنوارة بينالمللي موسيقي فجر، كه به علت تقارن ايام دهة فجر با ماه محرم در هفتة پاياني ديماه برگزار شد، چهار روز اول جشنواره يك سكانس به گروههاي ويژة زنان اختصاص يافت كه در هر روز دو گروه برنامه اجرا ميكردند. گروههاي سمنبويان، آواي مهرباني، ژيوار، شاطريان، پريرخ، آواز، نيريز و ياران گروههاي شركتكننده در اين بخش بودند. كمرونقي و خالي بودن سالنها در اغلب اجراهاي جشنوارة بيستويكم دامان گروههاي بخش زنان را نيز گرفت. در بخشهاي ديگر اين جشنواره، فقط سه گروه بود كه سرپرستان آن خانمها بودند: گروه خنيا به سرپرستي پري ملكي، گروه كودكان ايرانزمين به سرپرستي سودابه سالم و گروه سپهر به سرپرستي بهاره فياضي. از گروههاي شركتكننده در جشنواره، فقط گروه خنيا برنامهاي را به صورت همخواني اجرا كرد و دو گروه كُر اركستر سمفونيك تهران و كُر شهر تهران از خوانندگان سوپرانو و آلتو بهره جستند.11 گروه خنيا، در شرايطي نامناسب، اولين اجراكنندة جشنواره بود. نبود اطلاعرساني، هواي برفي و برخورد سليقهاي در بستن ميكروفن همخوان اصلي اعتراض سرپرست گروه و برخي رسانهها را در پي داشت. سايت هنر و موسيقي نوشت: «موسيقي بانوان در روز عيد قربان قرباني شد» و اضافه كرده بود: «در ميان دو بخش اجراي برنامه و همچنين در طول برگزاري برنامه، مسئولان جشنواره چندين بار به پري ملكي ـ سرپرست گروه خنيا ـ بهخاطر صداي بالاي ايشان نسبت به همخوانان ديگر تذكر دادند.»12
امسال چند تن از زنان موسيقيدانان در خارج از ايران به اجراي برنامه پرداختند و حضور آنان در عرصههاي بينالمللي با درخشش همراه بود. در مردادماه، گروه خنيا به سرپرستي پري ملكي در بيستمين جشنوارة بينالمللي مورا در فرانسه چندين برنامه اجرا كرد. (همان زمان، گفتوگو با خانم ميشل بوتوت، مدير اين جشنواره، در شمارة 124 زنان چاپ شد. خانم بوتوت از برنامة گروه ايران كه براي نخستين بار در اين جشنواره شركت كرده بود به شگفت آمده بود.)
سوسن اصلاني، نوازندة باسابقة سنتور، در ماه مرداد در شهر برلين آلمان كنسرت اجرا كرد. در بخش نخست اين كنسرت، او به تكنوازي سنتور پرداخت و در بخش ديگر نوازندگاني چون محمد خراساني (تنبك)، سيامك اصلاني (گيتار)، جهانگير احمدزاده (خواننده و نوازندة دف) سوسن اصلاني را همراهي كردند. اين كنسرت نيز با استقبال بينظيري مواجه شد.13 سوسن اصلاني از انتشار جديدترين اثر موسيقايي خود، با عنوان «پروانه»، به صورت دونوازي سنتور و تنبك در آلمان خبر داده بود. در اين اثر، كه در آلمان ضبط شده بود، يك نوازندة فرانسوي تنبك، ساز سوسن اصلاني را همراهي كرده است.14
فروغ بهمنپور، نويسندة باسابقة موسيقي، از انتشار يادنامة دلكش (عصمت باقرپور) كه سال گذشته درگذشت، با عنوان بردي از يادم، در خارج از كشور خبر داد. به گفتة بهمنپور، «اين كتاب حاوي شناختنامة كاملي از آثار وي همراه با ذكر نام آهنگساز و ترانهسرا و سال اجراي آن است، همچنين دستخطهاي او، اسناد همكاري با راديو، فعاليتهاي سينمايي اين هنرمند و... آمده است. در بخش "دلكش در بوتة نقد و نظر"، هنرمنداني چون هوشمند عقيلي، تورج نگهبان و غيره نظرات خود را بيان كردهاند. اين كتاب شامل 115 مصاحبه و حدود 120 عكس است.» 15
در سال 1384، منصوره قصري، خوانندة اپرا در وين درگذشت. (يادداشتي بهياد اين هنرمند در شمارة 126 زنان چاپ شد.) جمعه 30 دي، توماس كريستين داويد، همسر منصوره قصري، آهنگساز، رهبر اركستر و معلم بزرگ موسيقي كلاسيك نيز درگذشت.
در سال 1384، بهجز اجراهاي زنان موسيقيدان در جشنوارههايي كه ذكر آن رفت، چندين كنسرت ويژة زنان نيز اجرا شد كه ازجمله ميتوان به اجراي سيمينغانم در تالار وحدت و تالار حافظية شيراز (ارديبهشت و مرداد)، گروه موسيقي پريشاد به سرپرستي پروانه حاجي غلامحسين و خوانندگي پريچهر خلوتي در تالار وحدت (تير)، گروه آواز به خوانندگي شهلا ميلاني و نسرين ناصحي در تالار وحدت (آبان)، گروه ژيوار به سرپرستي و خوانندگي ژيوار شيخالاسلامي در سالن سينما بهمن سنندج (مرداد)، گروه خنيا به سرپرستي و خوانندگي پري ملكي در بم (شهريور)، گروه ياران به سرپرستي افليا پرتو و خوانندگي خاطره پروانه در سالن آمفي تئاتر مجتمع آموزشي نيكوكاري رعد (دي)، گروه موسيقي پاپ بانوان به سرپرستي اركيده حاجيوندي در تالار وحدت (آذر)، گروه آواي مهرباني به سرپرستي پروانه حاجي غلامحسين و خوانندگي سهيلا پورگرامي در فرهنگسراي نياوران (آذر)، گروه ژنوا به سرپرستي و خوانندگي صبا احمدزادگان در تالار وحدت (دي) اشاره كرد.
در شرايطي كه نيمي از سال با سياستهاي دولت قبلي و نيمي با سياستهايي دنبالهرو، ولي نامشخص سپري شد، كنسرتهاي همخواني و همنوازي همچنان با احتياطهاي بيش از حد همراه بود. سرپرست گروه خنيا ميگويد: «مجوز برنامة تالار وحدت در آخرين لحظه صادر شد و وقتي از مسئولان تالار پرسيده شد چرا پردة اعلان اين كنسرت كه در تقاطع خيابان حافظ نصب ميشود، اينقدر پايين و دور از ديد نصب شده، آنان اين جابهجايي و كوچك نوشتن نام خوانندگان را دستوري از بالا اعلام كردند.»
از خبرهاي جالب توجه كه در رسانهها منعكس شده بود خبر راهاندازي انجمن موسيقي سنتي بانوان استان اردبيل بود. رضا خوشصدا، مسئول واحد موسيقي حوزة هنري استان اردبيل، در گفتوگويي با خبرنگار ايرنا گفته بود: «در اين انجمن هنري، هشت نفر از بانوان اردبيلي براي اجرا و ارائة برنامههاي موسيقي سنتي سازماندهي شدهاند. زمينههاي فعاليت بانوان هنرمند استان در سازهاي سنتي ازجمله سنتور، تار، سهتار، دف و تنبك است.»16
حواشي فعاليتهاي زنان در زمينة موسيقي از بيضابطگي و سليقههاي متفاوت حكايت داشت. در اين باب اشاره ميكنيم به گفتة فريبا اسدي، خواننده. او ميگويد: «درحاليكه صداي همخواني من در سريال مسافري از هند، بهكارگرداني قاسم جعفري، پخش و نامم در عوامل موسيقي فيلم قرار ميگرفت، در سيدي موسيقي اين فيلم كه سروش آن را منتشر كرده است، نامم را حذف كردهاند.» وي گفت: «اين در حالي است كه هيچ دليل قانعكنندهاي براي اين موضوع به من ارائه نشده است و اين سؤال پيش ميآيد كه چرا بين تمامي عوامل اجرايي موسيقي اين سريال بايد فقط اسم همخوان زن حذف شود، درصورتيكه صداي من در بخشهاي روحانياش بود و در صورت وجود اشكال شرعي از تلويزيون پخش نميشد.»17
آلبوم موسيقي در فكر تو بودم، با همخواني شيدا جاهد، سرانجام بعد از سه سال انتظار دريافت مجوز، به بازار موسيقي راه يافت. اين آلبوم شامل 8 تصنيف از علي اكبرخان شيدا است. گفتني است اين آلبوم، به علت بالا بودن صداي زن، مجوز انتشار نميگرفت و سرانجام مسعود جاهد كار همخواني آن را بر عهده گرفت و با مرتفع شدن برخي مشكلات اين آلبوم منتشر شد.18
در آن سوي مرزها، علاوه بر فعاليت شبهكابارهاي برخي زنان اهل موسيقي قبل و بعد از انقلاب، عدهاي ميكوشند موسيقي متفاوتتري ارائه دهند.
هاله غفوري كه با نام هاله برنامه اجرا ميكند، در كنسرتي در فروردين امسال، در تالار دانشگاه لاگواردياي شهر نيويورك، با اركستر جديد خود برنامه اجرا كرد. نخستين آلبوم اين هنرمند به اجراهايي از ترانههايي براساس اشعار مولانا و فروغ فرخزاد اختصاص داشت. آقاي داگي باون (Dougie Bowne)، نوازندة موسيقي راك، كه تهيهكنندة كنسرت و آلبوم جديد هاله غفوري بود دربارة اين هنرمند گفته بود: «خانم هاله در اجراهاي خود واژهها و نغمههاي آشنا را درهم ميريزد و از سر بههم ميدوزد. مجلة تخصصي Global Rhythm او را خياط سبكشكن موسيقي لقب داده و يكي از 15 هنرمند موج آينده دانسته است. موسيقي خلسهآور او يك رشته از موسيقي پُستراك است كه ميتوان آن را Ethno Trance نام گذاشت.» خود داگي باون براي استينگ و گروه لانج ليزردز طبل مينواخته و سالهاست به تهيهكنندگي روي آورده است. هاله غفوري، بعد از كار بهعنوان ترانهسرا و خوانندة موسيقي راك، در اوايل دهة 1990، از كاليفرنيا به زادگاه خود نيويورك بازگشت و به تبار ايراني خود روي آورد، و سه چهار سال است كنسرتهايي برگزار ميكند از موسيقياي كه با الهام از شعر فارسي و ترانههاي با مضمونهاي عرفاني ميسازد، بخصوص به روي چند شعر از فروغ فرخزاد و مولوي، و به دو زبان انگليسي و فارسي به برنامه اجرا ميكند. او روايتهاي گوناگوني از تصنيف مشهور «مرغ سحر»، ساختة مرتضي نيداوود، را اجرا كرده است. منتقد موسيقي مجلة نيويورك تايمز دربارة هاله نوشته بود: «موسيقي هاله نشاندهندة تحول شكلهاي هنري كهنسال در برخورد با دنياي امروز و شهر چندقوميتي نيويورك است.» اركستر هاله شامل دو گيتار برقي، يك گيتار باس، سه نوازندة كوبهاي، به اضافة سازهاي زهي، نظير ويولنسل و ويولا، و گهگاه دوتاري است كه خودش مينوازد.19
گروه بانو در فروردين امسال در مركز فيلارمونيك شهر كلن آلمان برنامه اجرا كرد. مريم آخوندي، سرپرست اين گروه، در مركز موسيقي چاووش نزد نصرالله ناصحپور، رديفهاي آوازي را فرا گرفته بود. او سالهاست در آلمان اقامت دارد و در آنجا برنامه اجرا ميكند. آخوندي دربارة اجراي اين گروه در سالن دوهزار نفري شهر كلن گفته بود: «آهنگهاي اجراشده دربارة زندگي و مسائل زنان بود، نغمههايي كه زنان در گذشته بين خود، بدون حضور مردان، سروده بودند. گروه موسيقي بانو موسيقي را به صورت طبيعي و آنگونه كه هست اجرا ميكند، و طبيعت اين كار كه همان سادگي است شنونده را به كارهاي اين گروه جذب ميكند.»20 گروه بانو، در تيرماه، در جشنوارة مورگن لند آلمان به اجراي برنامه پرداخت.
در مهرماه امسال، سيما بينا، به دعوت راديو منطقة غرب آلمان (VDR) در برنامهاي با عنوان موسيقي شبانگاهي، كه مستقيم از اين راديو پخش ميشد، قطعاتي از موسيقي خراساني و مازندراني اجرا كرد. همراهان سيما بينا در اين برنامه حسين بهروزينيا، بهنام ساماني، جمال محمدي، البرز رحماني و صادق تعريف بودند. در آغاز برنامه، سرپرست بخش موسيقي اين راديو شرحي از زندگي هنري سيما بينا را ارائه داد. سيما بينا در مورد شباهتهاي موسيقي خراسان و شمال ايران گفته بود: «مسئلة اصلي كه من با آن برخورد كردم مايه و آن دستگاه شور و دشتي است كه در سرتاسر ايران نغمهها و ملوديهاي طبيعي محلي بر آن بستر استوار است.»21
نسترن خسروي از خوانندگان اپراست كه، بعد از 16 سال زندگي و تحصيل در رشتة آواز اپرا در كنسرواتوار موسيقي پاريس، به ايران بازگشته تا فعاليت هنرياش را در تهران ادامه دهد. از ويژگي كار اين هنرمند تلفيق آواز كلاسيك با اشعار عرفاني فارسي است. او پيش از بازگشت به ايران گفته بود: «اين امكان كه شما در فرانسه يا ساير كشورهاي خارجي تكنيك را ياد بگيريد، هست، اما جالب اينجاست كه اينجا تكنيك هست و در ايران تقاضا و متقاضي. خوب، من شعر مولانا را اينجا براي چه كسي بخوانم؟ كجا روي صحنه ببرم؟ امكانات وجود دارد، ولي متقاضي كجاست؟ من نگاهم آنجايي است كه متقاضي هست. يعني دلم هم آنجايي است كه گوش شنوايي وجود دارد.»22
من كه به دبير سرويس هنري گفتم اين گزارش تكراري است. پس پايان آن را همانگونه مينويسم كه سال گذشته نوشتم: «با رسيدن به روزهاي آخر اسفند 1384، ميتوان دفتر مرور موسيقي زنان را بست و با خوشبينانهترين نگاه اميدوار بود كه در سال 1385 اتفاقي خوش براي زنان اهل موسيقي روي دهد.»■
پينوشتها
1) شعري از كيوان قدرخواه
2) خبرگزاري ايلنا، چهارشنبه 1 تير 1384
3) خبرگزاري ايلنا، چهارشنبه 18 خرداد 1384
4) خبرگزاري ايسنا، شنبه 8 مرداد 1384
5) خبرگزاري مهر، شنبه 30 مهر 1384
6) خبرگزاري ايلنا، چهارشنبه 17 فروردين 1384
7) خبرگزاري مهر، يكشنبه 22 خرداد 1384
8) سايت هنر و موسيقي به نقل از خبرگزاريها، يكشنبه 2 مرداد 1384
9) خبرگزاري سينا، سهشنبه 11 مرداد 1384
10) همان
11) كتابچة اطلاعات و بولتنهاي بيستويكمين جشنوارة بينالمللي موسيقي فجر
12) سايت هنر و موسيقي، پنجشنبه 22 دي 1383
13) خبرگزاري مهر، پنجشنبه 10 شهريور 1384
14) خبرگزاري مهر، چهارشنبه 11 آبان 1384
15) خبرگزاري سينا، سهشنبه 17 خرداد 1384
16) خبرگزاري ايرنا، شنبه 17 دي 1384
17) خبرگزاري ايسكا، چهارشنبه 20 مهر 1384
18) خبرگزاري ايسكا، چهارشنبه 18 خرداد 1384
19) سايت هنر و موسيقي، شنبه 6 فروردين 1384
20) سايت هنر و موسيقي، سهشنبه 9 فروردين 1384
21) سايت هنر و موسيقي، پنجشنبه 28 مهر 1384
22) سايت هنر و موسيقي به نقل از راديو صداي آلمان، شنبه 15 بهمن 1384
سومين دورة جشنوارة موسيقي نواحي، كه به زنان موسيقيدان محلي اختصاص داشت، امسال به علت «هزينههاي گزاف» برگزاري آن برگزار نشد.
كمرونقي و خالي بودن سالنها در اغلب اجراهاي جشنوارة فجر امسال دامان گروههاي بخش زنان را نيز گرفت.
آهنگهاي اجرا شدة گروه «بانو» در مركز فيلارمونيك شهر كلن آلمان دربارة زندگي و مسائل زنان بود؛ نغمههايي كه زنان در گذشته بين خود، بدون حضور مردان، سروده بودند.